گزارشی از معدنچیان شیلیایی در جهنم سوزان
معدن سن خوزه محلی برای شکفتن امید زندگی

مردم شیلی خوشحال ازموفقیت های تیم فوتبال کشورشان در جام جهانی 2010آفریقای جنوبی بودند که بمب خبری خنده های آنها راتبدیل به گریه وماتم کرد، خبری که نه تنها سرتاسر شیلی بلکه دنیا را به خود جلب کرد،
به دلیل اینکه 33معدنچی در تونل مرگ گرفتار شدند، وسط بیابان آتاکاما شیلی کابوس جهنمی رخ داد، 33معدنچی در پی ریزش معدن سن خوزه، 688 متر زیرزمین محبوس شدند.
پس ازگذشت چند روزدولت شیلی به گمان آنکه معدنچیان زیرآوار جان خود را ازدست داده اند بر روی تپه ای 33پرچم بر افراشتند و سرود ملی را به احترام آنها سر دادند، بعد ازگذشت دوهفته متوجه زنده بودن آنها شدند.موج خوشحالی شیلی را دربرگرفت و بلا فاصله بیابان را تبدیل به یک روستای کوچک کرده و شروع به امداد رسانی کردند.
شروع عملیات قرن
عملیات قرن پس از زنده بودن معدنچیان آغاز شد، گروه امداد توانست با کمک شرکتهای بزرگ حفاری از جمله سازمان فضایی ناسا حفر چاهی به عرض 68 سانتی متر و ساخت محفظه ویژه حمل معروف palomas اسپانیا با معدنچیان ارتباط برقرار کردند.
واقعاً چه چیز باعث شده تا 33 نفر در اعماق زمین در دمای 90 درجه سانتی گراد، تاریکی مفرط، جنگ با حیوانات موذی،کمبود اکسیژن،نور، فضا و ازهمه مهمتر سرویس بهداشتی زیر هفتصد تن خاک و گرد غباری به حجمه ی یک ابر ضخیم دوام بیاورند قدرت خدا را نشان می دهد؛ باید از آنها درس زندگی را آموخت، آنها خوب توانستند همه ی دروس زندگی را یکی پس از دیگری آن هم بدون رابطه در سخت ترین شرایط پاس کنند.
اگر آنها زنده ماندند بر می گردد به ایمان، صبر، امید به زندگی، انتظار، توکل و دعا؛ معدنچیان فکر می کنم
اشعار سهراب زنده یاد عزیز را علاوه بر اینکه خواندند خوب درک کردند؛ نترسیم ازمرگ/مرگ پایان
کبوتر نیست آنها می خواستند دوباره آسمان را تماشا کنند، پرنده ها را... خدا را... چه قدرتی بدست آوردند که
توانستند 14 روز انتظار، به معنی واقعیه کلمه را سپری کنند، خدا می داند، از میان کسانی که به تپه رفتند
که برای بارش باران دعا کنند، تنها کسانی به کارخود ایمان داشتند که با خود چتر برده بودند.
روزها به سختی برای آنها می گذشت؛ چون نمی دانستند کی شب است، کی روز، گرسنگی و تشنگی هم طاقت
آنها را طاق کرده بود.
نور امید به جهنم سوزان رسید
آنها که به شدت از نظر روحیه آسیب دیده بودند بوسیله Palomas دوباره امیدوار شدند، حدود 114متر مکعب در هر ساعت هوای تازه، آب، برق، تلفن و ...، اما آیا فکر آنها را رها می کند؟ اینکه چرا این کار را انتخاب کردن، چرا کار قبلی خود را رها کردن، الان خانواده در چه حالی به سر می برند؟ ترس و دلهره عجیبی بر معدنچیان وارد شد.
آندره سوگارت فرمانده عملیات امداد از روانشناسان و متخصصین استفاده کرد و روزی حداقل دو بار روانشناسان با معدنچیان گفت وگو می کردنند، دوباره کوشش دوباره تلاش گویا شیلی هم به مانند ما امسال را سال همت مضاعف و کار مضاعف نهاده باشد البته در عمل نه در حرف! معدنچیان تصمیم گرفتن چیزهایی را که دوست دارند بدست بیاورند، نه اینکه چیزهایی را که دارند دوست بدارند.
شروع روال زندگی
معدنچیان که متوجه شدند حالا حالا ها مهمان ناخوانده زمین هستند، شروع به روال زندگی کردند و صبحانه قهوه، چای وشیر یارانه ای با ژامبون، پنیر و ساندویچ مهیا شد و حبس شدگان یک منو کامل صبحانه را پیش روی خود دیدند و سازمان هوا فضا آمریکا (ناسا) برای کمک به وضعیت غذایی و کنترل املاح بدن معدنچیان، بسته های پروتئین مایع که مخصوص فضانوردان است به دولت شیلی ارسال کرد و روزی دو وعده غذای گرم فراهم کردند
شروع به کار
معدنچیان کار خود را شروع کردند، اول اینکه آنها 17 روز هر جا که خواستند رفتند هواخوری، بوسیله هوا خوری هایی که فرستاده شد آنها را تخلیه کرده و به خارج منتقل کردند و بعد سه گروه 11نفره تشکیل دادند وبه صورت شیفتی مشغول به کار شدند و پس از گذشت یک هفته توانستند اتاقکی 4 در4 وسقف آن را هم 5/4 متر در آوردند، بداقبالان که از فضای بیرون اطلاع نداشتند از مسئولین تقاضای تلویزیون کردند و دولت هم علاوه بر تلویزیون، 13 ساعت در شبانه روز برنامه های مختلف از قبیل خبری، ورزشی، روانشناسی، فیلم های اکشن، کمدی و هنری از سری فیلم های آل پاچینو، داستین هافمن، تام کروز و برادر برات پیت از جمله تروی و جیم کری از جمله ماسک پرانتز باز خدا نکند این اتفاق در ایران بیافتد ما کدام فیلم کمدی می توانیم برای آنها بگذاریم، افراطی ها، نصف مال من نصف دیگه هم بازم مال من، یه جیب پر پول، بعد از ظهر سگی سگی، دردسر بزرگ و... من گفتم فیلم، قهوه تلخ سریال؛ آن ها وقت ندارند که 45 دقیقه بنشینند یک فیلمی که بدلیل فقدان خنده فرمانده لشکر سر کچل خود را نشان دهد و رئیس پلیس شهر قد قد کند پس کمدی لحظه ساختن کجا می رود؟! نتیجه اخلاقی فیلم؛ اگر به حرف پدرت گوش نکنی و درس بخوانی به زمان قدیم تبعید میشی که قصر پادشاه تیمارستان بیش نیست پرانتز بسته ببخشید که به حاشیه سوق پیدا کردم آخه معدنچیان دست از کار کشیده و به خواب رفته بودند.
چت تصویری آخر هر هفته
سباستین پینرا رئیس جمهور شیلی برای اینکه بتواند روحیه حبس شدگان را افزایش دهد، خبر داد اگر پسرهای خوبی باشید در آخر هر هفته میتوانید هشت دقیقه با خانواده چت تصویری داشته باشید؛ با این خبر شور و شوق عجیبی جهنم سوزان را در برگرفت بالآخره آخر هفته رسید و معدنچی ها با خانواده چت کردند اما ماریو سپول ودا 35 ساله زمانی که شانس تقصیم می کردند به او نرسیده، بدلیل اینکه خبر رسید همسرش متوجه شده زنی قد بلند به مانند همه روس ها و صورتی سفید یخ زده و موهای کمی خرمایی، بلند و شانه کرده، ماریو ماریو کنان گریه می کند و وقتی دلیل گریه ها را جویا می شود متوجه می شود که او زن دوم ماریو است، ماریو که از این خبر آگاه شد دعا می کرد که هیچ وقت بیرون نرود چون اگر از این تونل وحشت جان سالم به در ببرد از دست زنش نه !
باتقاضای سیگار موافقت شد اما آبجو اکیداَ ممنوع حتی شما معدنچی عزیز!
معدنچیان به کمک محفظه به هر چیزی که می خواستند رسیدند آنها که به زندگی در اعماق زمین عادت کرده بودند، چایی نخورده قندها را تمام کردند چون آنها از محبت سباستین استفاده سو کردند و از او تقاضای سیگار کردند! همین کارها را کردید که باعث ریزش معدن سن خوزه شدید؛ اگر به مانند ما اول ایمنی بعد کار را شروع می کردید این حادثه پیش نمی آمد، درست است که در حوالی میدان منیریه ما، کمپرسی 10 تن به داخل خندقی می افتد که به یک باره در آن محو می شود اما آن فقط یک اتفاق بود.
در ابتدا وزارت بهداشت شیلی بدلیل کمبود اکسیژن از این کار امتناع کرد، اما با اصرار معدنچیان به آنها آدامس نیکوتین دار دادند که باز هم ارضا نشدند، از این رو دولت با در نظر گرفتن یارانه سیگار به مجموع آنها روزی دو بسته سیگار داد.
معدنچیان که حسابی کیفشان کوک بود، دیدند که مدتی است شرب خمر نکرده اند و این بار تقاضای شراب وآبجو کردند که این بار جواب نه شنیدند، البته این نه؛ به خاطر آبجو نبود، بلکه دولت اندیشید که اگر جواب مثبت دهد پیشنهاد حرام و شوم بعدی را چه کنند! یواش یواش بسط لهو و لعب را باید برای معدنچیان فراهم کنند... منظور قلیان میوه ای آن هم با طعم طالبی بود نه خوانسار!
سران دولت شیلی که اوضاع را حاد می دیدند آن ها هم همت مضاعف را عمل کردند و توانستند بعد از 69 روز همه چیز را مهیا برای خارج شدن معدنچیان از معدن طلا و مس بکنند.
این کار به ظاهر ساده بود اما بدلیل خاکبرداری های انجام شده هر لحظه امکان ریزش وجود داشت پرانتز باز اگر زبانم لال برای ما هم، چنین اتفاقاتی نظیر سیل پاکستان، زلزله سومالی ویا همین ریزش معدن رخ دهد؛ اول اینکه آیا کسی خبر می شود یا کسی را خبر می کنند؟یا اگر کسی خبر شود اقداماتی نظیر پزشک، روانپزشک و کلیه وسایل رفاهی برای آنها فراهم می شد؟ خدا نکند از ساعت 12 شب به بعد برای شما اتفاقی بیفتد، باید چهار پنج، بیمارستان مریض را یدک بکشید، تا بالآخره یک بیمارستان حوالی ساعت سه چهار مریض شما را تحویل بگیرد!در صورت حادثه ای همچون ریزش معدن شیلی کدام کشور به کمک ما خواهدآمد.
لبنان هم که درست است نیت پاکی دارد اما 688متر زیرزمین امکانات می خواهد نه نیت، خودمان هم تا بخواهیم اسلحه بکشیم جنگ تمام است چون در تحریم به سر می بریم و تا به خود کفایی برسیم معدنچیان فسیل شده اند، واقعاَ خدایا شکرت که نگاهی ویژه به کشور ماداری وقتی ما برای گرد و غباری که از غرب وارد کشور می شود نمی توانیم چاره ای بیاندیشیم؛ شکر پرانتز بسته
شیرینی تلخ
لحظه موعود فرا رسید عملیات قرن به اوج خود رسید و بیابان آتاکاما تبدیل به یک شهرک شد، عملیات را بیش از 100 هزار خبرنگار و عکاس از سراسر جهان تحت پوشش قرار دادند و همگی در فاصله 90 متری عملیات، مستقر شدند، بالگرد و آمبولانس هم در محل حاضر شد.
محفظه آماده خارج کردن معدنچیان شد؛ درون palomas به دوربین وبی سیم مجهزشده که روانشناسان با معدنچی ها در ارتباط باشند.
اولین نفر که اعلام آمادگی کرد فلورنسیو آوالوس 31 ساله است، شیرینی تلخی خواهد بود؛ هر لحظه امکان پاره شدن سیم وجوددارد چون کارشناسان مدت زمان طی شده را 5،6 ساعت تخمین زده اند، برای معدنچیانی که روز بیرون می آیند عینک و شب بیرون می آیند لباس پشمی چون دمای خارج برای آنها در حد انجماد است.
فلورنسیو درون محفظه می رود و محفظه شروع به حرکت می کند.
لحظاتی تکرار نشدنی را سپری می کند، ممکن است از شدت هیجان و ترس هر لحظه عملیت به تاَخیر بیافتد
فلورنسیو در افکار خود قوت ور شده و همین برایش بد است لحظات لحظات سختی است،او به کارهایش فکر می کند یک توفیق اجباری برای به خود آمدن، در نهایت او با حفظ روحیه خود و دعا، سفر سخت خود را علی رغم پیش بینی های انجام شده 30 دقیقه ای به پایان رساند.
فلو دوباره متولد شد.
اولین نفری که او را پس از خروج از توتل مرگ در آغوش گرفت؛ سباستین پینرا رئیس جمهور کشورش بود،
چه صحنه ی ناب و تاریخی به وقوع پیوست، او به دلیل فشار خونه بالا بلافاصله با یک بالگرد به بیمارستان کوپیاپو منتقل شد.
تک تک معدنچیان به خارج وبعد به بیمارستان منتقل شدند، میان آنها یک مهاجر بولیویای وجوددارد که 10 سال پیش برای کار به شیلی آمده بود.
جیمی سانچز 19 ساله که جوانترین معدنچی است، معلوم نیست وزارت کار شیلی چطور او را با سن کم استخدام کرده و پیرترین معدنچی هم ماریو گومز 63 ساله است، گویا سختی کار او را نگرفته یا اگر گرفته او در معدن بوده و پیدایش نکرده .
زندگی در کنار خانواده
بعد از انتقال به بیمارستان همه معدنچیان به مدن 48 ساعت در قرنطینه به سر می بردند، که پس از درمان به آغوش گرم خانواده بازگشتند و پینرا هم قول مساعد داد پیگیر وضعیت این 33نفر معدنچی به مدت شش ماه باشد.
ببخشید که گزارش حاشیه زیادی داشت اما نتوانستم از کنارشان به سادگی بگذرم. عباس ایراندوست